الشيخ رسول جعفريان

49

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

ابن سحاق هر دو شاگرد او بوده‌اند . از نظر او ، موسى بن عقبه متكى به كار استادش زهرى است كه درعين حال اضافاتى نيز داشته . « 1 » همينطور است وضع ابن اسحاق . گيب تصريح كرده كه تا قبل از قرن دوم هجرى سيره اختصاص به مدينه داشته است . « 2 » ابن اسحاق سيرهء خود را در مدينه جمع آورى كرده و شايد تدوين آن را بعداً در عراق صورت داده باشد . وى در مدينه با مالك بن انس و هشام بن عروه درگير شد و به خصوص به دليل تمسخر علم مالك ، « 3 » مجبور به ترك مدينه گرديد . « 4 » در عراق سيره او انتشار يافت . بنا به نوشته ابن سعد ، او در كوفه سيره‌اش را خواند ، پس از آن در جزيره و شهر رى نيز سيره‌اش را بر گروهى قرائت كرد . « 5 » ابن اسحاق بيست سال آخر حيات خود را در دورهء بنى عباس گذراند و گفته شده كه سيره‌اش را به منصور و يا به مهدى عباسى - زمانى كه ولايت عهدى پدر داشته - تقديم كرده است . به همين دليل ، بطور جزئى بايد در مسائل مربوط به عباس بن عبد المطلب تجديد نظر كرده باشد . « 6 » متن تهيه شده توسط ابن اسحاق به‌طور كامل به دست ما نرسيده و تنها تهذيب آن توسط عبد الملك بن هشام ( م 213 يا 218 ) در دسترس ما قرار دارد . وى آن گونه كه در مقدمه آورده ، مطالبى را كه بىارتباط با پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ديده و نيز برخى اشعار « 7 » و آنچه را كه شنيع مىدانسته حذف كرده است . دربارهء اين كه ابن هشام مطالب عمده‌اى را حذف كرده يا نه ، اختلاف نظر وجود دارد . « 8 » در عين حال ، از آن جهت كه در سيرهء موجود دقيقاً تشخيص

--> ( 1 ) . بحث فى نشأة علم التاريخ عندالعرب ، صص 33 - 32 ( متن انگليسى ) ( 2 ) . دائرة المعارف الاسلامية ، ج 4 ، ص 486 ( 3 ) . تذكرة الحفاظ ، ج 1 ، ص 173 ؛ الجرح و التعديل ، ج 1 ، صص 20 - 19 ( 4 ) . الجرح و التعديل ، ج 1 ، ص 19 ؛ تاريخ بغداد ، ج 1 ، ص 223 ( 5 ) . متمم طبقات الكبرى ، ص 402 ( 6 ) . المغازى الاولى و مؤلفوها ، ص 81 ؛ مقدمهء كتاب السير و المغازى از زكار ، صص 14 - 13 ( 7 ) . اشعارى در نسخهء يونس بن بكير هست كه در متن ابن هشام نيامده . نك : البحوث والمحاضرات ، ص 130 ( 8 ) . بزم آورد ، ص 97 و نك : مجلهء آينه پژوهش ، سال 2 ، ش 5 ، مقالهء : ابن هشام و سيرهء او ، صص 30 - 9 ؛ مواردى در سيره وجود دارد كه نشان مىدهد كه ابن هشام گاه مطالبى را نيز كه به نفع امام على عليه السلام بوده بر آن افزوده است ؛ مثلًا اين خبر كه نهيب امام على عليه السلام بر تسخير قلعهء بنى قريظه ، سبب شد تا آنان به زودى خود را بر حكم رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم تسليم كنند ؛ نك : السيرة النبويه ، ج 3 ، ص 240 . عبارت ابن هشام در حذف چنين است : . . . مما ليس لرسول الله فيه ذكر ، و ما نزل فيه من القرآن بشىء و ليس سببا لشىء من هذا الكتاب و لا تفسيرا له و لاشاهدا عليه لما ذكرت من الاختصار و اشعارا لم أر احدا من اهل العلم بالشعر يعرفها و اشياء بعضها نشنع الحديث به و بعض يسوء بعض الناس ذكره و بعض لم يقر لنا البكائى بروايته . از موارد حذفى ابن هشام برخى از روايات مربوط به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم در قبل از بعثت و نيز روايت نقش عباس بن عبد المطلب در بدر است ! همينطور روايت دعوت امام على عليه السلام را براى اسلام آوردن كه در نسخهء يونس هست و در سيرهء ابن هشام نيامده است . و نيز روايتى دربارهء كيفيت اسلام آوردن ابوبكر .